![]() |
![]() |
|
| در مورد وقایع روزانه و تفسیرات شخصی از وقایع افغانستان |
|
دختر جواني در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صداي بلند به موسيقي گوش مي کرد هنگامي که با اعتراض مادرش مبني بر کم کردن صداي موسيقي مواجه مي شود به او و کتاب قرآن اهانت مي کند. اين دختر هنگامي که مي بنيد با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صداي بلند ادامه مي دهد قرآن را به زور از دست مادرش مي گيرد و آنرا پاره مي کند که در همان حال دختر جوان آتش گرفته و مي سوزد. مادر دختر براي خاموش کردن دخترش بر روي او پتو مي اندازد و بعد از اينکه پتو را از روي او بر مي دارد مي بيند که دختر او تغيير چهره داده و به صورت موجود عجیب الخلقه درامده است. اين دختر جوان هم اکنون در بيمارستاني در هلند بستري شده است. برای کسب اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به: http://mardetanha.blogspot.com
اين اصل خبر است اما در مورد صحت اش:
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/10/07ساعت 9:51 توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب!
و عدالتي را ميخواهم كه روزي در پشت ديوارهاي ترديد گم شد؟! اينجا منم ايستاده بر ديوار شب و فرياد آزادياي را ميخواهم كه روزي زنجير استبداد آن را خورد. اينجا منم رها شده در غفلت زمان فرياد خدا را ميخواهم و رهاييام را! شعر از: فاطمه نبی مهدوی |
|
RSS
|