![]() |
![]() |
|
| در مورد وقایع روزانه و تفسیرات شخصی از وقایع افغانستان |
|
سه شنبه (۱۳۸۵/۱/۲۲ خورشيدي) اقاي محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران طي مراسمي در شهر مشهد و در بارگاه امام رضا (ع) با حضور سران و فرماندهان نظامي و سفراي خارجي خبر از موفقيت ايران براي دستيابي به فناوري غني سازي اورانيوم داد. قبل از اين مراسم آقاي احمدي نژاده محفظة بسته حاوي اولين محصول اورانيوم غني شده ۵/۳ درصدي (درصد خلوصي كه براي توليد برق هستهي لازم است) را به موزه آستانه قدس رضوي بعنوان محصول تلاش دانشمندان ايراني اهدا كرد. اين محصول نتيجة فعاليت ۱۶۴ دستگاه سانتريفيوژ در نطنز ميباشد. بهطور قطع كشوري كه به فناوري غني سازي ۵/۳ درصدي اورانيوم رسيده، بتانسيل توليد اورانيوم ۹۹درصد كه براي بمب هستهي لازم است، نيز دارا خواهد بود اين خبر از چند جنبه قابل توجه است: ۱) موضع كشورهاي غربي و كشورهاي منطقه؛ ۲) محك خوردن تئوريهاي تبيين كننده علل عقب ماندگي جهان سوم؛ اساساً كشورهاي غربي ايران را بعنوان قلب محور شرارت در جهان امروزي در افكار عمومي معرفي كرده است. در نتجيه معتقدند براي حفظ امنيت جهاني با هر وسيله ممكن بايد از فعاليتهاي هستهي ايران جلوگيري شود. غرب در مورد اينكه كشورهاي محور شرارت داري چه ويژگي هايي است، دو عنصر را مدنظر دارند: ۱) حقوق بشر؛ ۲)دموكراسي؛ كشورهاي فاقد اين دو فاكتور در عرصه مدني كشورشان، شرور به حساب ميايند. اما تعريف دقيقي از اين دو واژه ارائه نميدهند. بهطوري كه كشورهاي عربي با نظامهاي سياسي استبدادي فردي (۱) دموكرات و حامي حقوق بشر معرفي ميشوند. اما كشوري مثل تركيه به بهانه عدم رعايت حقوق بشر و داشتن دموكراسي ناپايدار در اتحاديه اروپا پذيرفته نميشود. در نتيجه از ديدگاه غرب دستيابي ايران به صلاح كشتار جمعي يعني تهديد امنيت جهاني؛ كه بدليل ويژگي بازدارندگي اين فناوري، ايران هيچگاه به دموكراسي و حقوق بشر پايبند نخواهد بود. كشورهاي منطقه (مخصوصا كشورهاي اسلامي) اين موفقيت ايران را بمصابه شروع رقابت هاي تسليحاتي در منطقه و تبديل شدن به نقطه بحراني جهان ميدانند. لذا سران دولتهاي اسلامي اگرچه به ظاهر واكنش منفي از خود بروز نميدهند اما ايران را تهديدي جدي برايشان تلقي ميكنند. از طرف ديگر افكار عمومي جهان اسلام عمدتا خوشحالند و بخاطر دستيابي يك كشور اسلامي به اين فناوري ابراز رضايتمندي و شادي ميكنند. ۲)در سطح تئوريك: تئوريهاي مختلفي در مورد علل عقب ماندگي شرق مطرح شده است. از جمله تئوري توطئه؛ گروهي اين تئوري را ناشي از توهمي ميدانند كه در اثر سرخوردگي و شكست پياپي، ذهن متفكران شرقي را به خود معطوف كرده است. لذا فاقد هرگونه ارزش علمي است. (۲) مخالفت و ايستادگي غرب در مقابل ايران، بهطور شك سبب پررنگ شدن اين نظريه خواهد شد. چون ايران كشوري است كه همه چيز را از صفر شروع كرد. در مدت ۲۵ سال موفق به مهار تمام آبهاي جاري كشورش شده و در توليد محصولات كشاورزي خود را به مرزهاي خودكفايي رساندهاست. در سطح خدمات و رفاه عمومي تمامي مناطق از نعمت آب، برق، گاز، تلفن و بيمارستان و مدرسه برخوردار ميباشد. صنايع سنگين رشد چشمگيري يافته است. آمار بيسوادي را از ۷۵ درصد به ۱۰ درصد رسانده است ... . لذا در صورت هرگونه برخورد قهراميز غرب با مسئله هستهي ايران، چنين تئوريهايي مورد سوءاستفاده و تقويت قرار خواهد گرفت. نتيجه: جهان به جاي برخورد احساسي و عجولانه خوب است كه برخورد منطقي با ايران داشته باشد و اعتماد ايران را مبني بر حفظ امنيت داخلي و خارجياش با صداقت كامل تضمين كند تا ايران براي حركت به سوي توليد صلاحهاي كشتار جمعي بهانهي نداشته باشد. تنها برخورد منطقي و طرح سياستهاي مسئوليتمحور (نه منفعت محور) در خاورميانه از سوي غرب تضمين كننده چنين اعتمادي است. شما چه فکر میکنید؟ ۲) شخصا اين نظريه را بهطور مطلق قبول ندارم اما خالي از تاثير هم نميدانم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/01/24ساعت 11:52 توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) |
|
|
هر وقت قرآن را باز ميكنم همواره از گفتگوي ابراهيم و خداوند كه در اوايل قرآن آمده به هيجان ميآيم: « و ياد كن آنگاه كه ابراهيم گفت: «پروردگارا به من نشان ده چگونه مردگان را زنده ميكني؟ » فرمود: «مگر ايمان نياوردهاي؟» گفت: «چرا، تا دلم آرامش يابد.». فرمود: «پس چهار پرنده برگير و آنها را پيش خود ريز ريز گردان سپس بر هر كوهي پارة از آنها را قرار ده؛ آنگاه آنها را فراخوان، شتابان بهسوي تو ميآيند، و بدان كه خداوند توانا و حكيم است» (سوره بقره، آيه ۲۶۰)؛ در آيات ديگر ابراهيم در ايمان خصوصي و دعوت عمومياش فردي ثابت قدم توصيف شده است تا جايي كه خليل الله لقب گرفت است. من متعجبم كه چرا قرآن حتي بصورت تلويحي به اين امكان اشاره ميكند كه اين پيامبر بزرگ در مورد قدرت خدا شك و ترديدهايي به دل راه دهد؟ آيا به اين دليل نيست كه قرآن از طريق اين گفتگو اعلام ميكند كه شك و پرسشگري آزاد و بيپرده جنبههاي آزادي ايمان هستند و نتيجة اين شك عين قدرت خدا، آيا بمعني پذيرش تكثر و تنوع افكار و انديشه و رد تعصب و مطلقگرايي انديشه از سوي قرآن نيست؟ بهعبارت ديگر پذيرش «تساهل و تسامح در اسلام» ؛ وقتي كه خداوند به قلب مضطرب پيامبر چنين محبتآميز و دلسوزانه پاسخ ميدهد، آيا احتمال اينكه او ترديدهاي انسان عادي را درك كند بسيار بيشتر نيست؟ و اگر ترديدهاي ما براي خداوند قابل درك است، پس آيا وظيفة ما انسانها نيست كه نسبت به ترديدهاي همنوعان خود نرمش نشان داده و آنها را بپذيريم؟ با اين پذيرش تنوع و تساهل توسط قرآن، چرا اسلام امروزه به مكتب و ايدئولوژي محافظه كارانه و انحصارطلب تبديل شده است؟ اين ميراث نامبارك انحصارطلبي چگونه در بطن اسلام وارد شده است؟ بعبارت ديگر چرا گروههاي بنيادگرا نظير طالبان و القاعده به چنان برداشتي از اسلام ميرسند كه همة انسانها و زحمات تاريخي شان (تمدن) را با توسل به متن مقدس (قرآن) نابود ميكنند؟ در پاسخ بايد گفت كه قرآن و هر متن ديگري توسط خوانندهاش سخن ميگويد كه تفسير نام دارد. توانايي انسانها براي تفسير متون هم رحمت است و هم مسئوليت. رحمت است چون به ما در انطباق متون با مقتضيات متغير انعطاف پذيري ميدهد. مسئوليت است چون خواننده بايد در قبال ارزشهاي هنجاري كه بر متن بار ميكند، پذيراي مسئوليت باشد. اگر خواننده با «تعهد اخلاقي» با متن وارد گفتگو شود، متن بلحاظ اخلاقي خواننده را غنا خواهد بخشيد البته در صورتي كه خواننده بلحاظ اخلاقي متن را غنا بخشد. در نتيجه الهياتي اخلاقي، انسان محور، فضيلتمدار و بشردوستانه شكل ميگيرد. اما اگر خواننده به دور از «تعهدات اخلاقي» با متن وارد گفتگو شود،الهياتي نامتساهل، كينهتوز، خودمحور و مستبدانه شكل خواهد گرفت. سئوالي كه مطرح ميشود اينست كه «تعهد اخلاقي» يعنيچه؟ چه كسي معيارهاي اخلاقي را تعيين ميكند؟ قرآن تعهد اخلاقي را تكاليف اخلاقي عمومي نظير عدالت، شفقت، مهرباني، نيكي، نوعدوستي و... ميداند لكن بهطور واضح هيچيك از اين واژهها را تعريف ننموده است اما حد خاص از صداقت اخلاقي را از طرف خواننده مفروض گرفته است. مثلاً قرآن مسلمانان را به مهرباني امر ميكند؛ معادل مهرباني احسان است كه بهصورت لغوي بمعناي زيبا نمودن و بهتر ساختن است اما زيبا نمودن و بهتر ساختن مطلق نبوده و در بستر يك ادراك و روية اجتماعي مشخصي ميتواند معنا داشته باشد. ادراك و رويه جامه شناختي بارور كنندة «تعهدات اخلاقي» است. در نتيجه تئوريسينهاي گروههاي بنيادگرا در لايههاي اجتماعيي رشد ميكنند كه همواره از فقر فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و... رنج ميبرند. شكافهاي بزرگ قومي - مذهبي؛ با فقر شديد فرهنگي ملاعمر را بازتوليد ميكند؛ اخلاق شكل گرفته در اين شكاف اجتماعي وي را فردي غيرمتعهد، نامسئول، نامتساهل و مطلقانديش بار ميآورد. در نتيجه اسلام طالبانيسم و القاعده بروز و نتيجة ايدهها و تعصبات قبيلة است نه اسلام راستين. ما براي از بين بردن خشونت به جاي ترويج آموزش همگاني و ارتقاء فرهنگ انسان محور، اسلام را ميكوبيم. اين امر سبب مخفي ماندن چهرة واقعي خشونت كه در بطن تعصبات قبيلة نهفته، ميشود. لذا اسلام امري منفي جلوه گر شده اما خشونت همچنان تداوم دارد چون منبع واقعي آن هيچگاه شناسايي نميشود. فرازهايي از قرآن كريم: «اي مردم ما شما را ز مرد و زني آفريديم و شما را قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايي متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما پرهيزگارترين شماست» (سوره حجرات، آيه ۱۳) «قطعاً اگر پروردگار تو ميخواست، همه مردم را امت واحدي قرار ميداد در حالي كه پيوسته در اختلافند... و براي همين آنان را آفريده اند» توصيه امام علي به فرماندارش مالك: اي مالك! مبادا به مردم ظلم رواداري. چون آنها از دو وضعيت بيرون نيستند؛ يا مسلماناند و هم كيش تو يا انساناند و همنوع تو .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/01/15ساعت 13:2 توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) |
|
|
تبریک و تهنیت عرض میکنم آغاز سال تحصیلی جدید را به همهء محصیلین و دانش اندوزان کشورم افغانستان. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/01/14ساعت 10:11 توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب!
و عدالتي را ميخواهم كه روزي در پشت ديوارهاي ترديد گم شد؟! اينجا منم ايستاده بر ديوار شب و فرياد آزادياي را ميخواهم كه روزي زنجير استبداد آن را خورد. اينجا منم رها شده در غفلت زمان فرياد خدا را ميخواهم و رهاييام را! شعر از: فاطمه نبی مهدوی |
|
RSS
|