تبليغاتX
روزنگار
در مورد وقایع روزانه و تفسیرات شخصی از وقایع افغانستان

 

 

دوستان اول از همه از اشفته نويسي ام معذرت ميخواهم

 

صورت قضيه:

۱. در اثر تصادف ماشين امريكايي ها در خياباني در كابل دو نفر كشته شد.

۲. مردم با تجمع در محل حادثه شعار مرگ بر امريكا سر دادند.

۳. هليكوپترهاي امريكايي از طريق هوا مردم را از محل تصادف متفرق كردند.

۴. ادامه تظاهرات و اعتراضات به خيابان­هاي كابل كشيده شد.

۴. در منطقه شهرنو مغازه­هاي مردم مخصوصا طلافروشي ها غارت شدند.

۵. معترضين با حمله به طرف شبكه طلوع و آريانا خساراتي به اين دو شبكه وارد كردند.

۶. معترضين عكس شير پنجشير احمدشاه مسعود را با خود حمل كرده و شعار مي دادند: مرگ بر امريكا و مرگ بر كرزاي!!!

۷. صبغت­الله مجددي طرح اين آشوبها را به پاكستان نسبت داد.

۸. يونس قانوني دولت را ملزم به جبران خسارت بازماندگان قربانيان كرد.

و...

اين حادثه حكايت از امنيت شكنندة خبر ميدهد كه هر لحظه احتمال فروپاشي­اش وجود دارد. برخورد با اين مسئله چند فرض را به همراه دارد:

۱. وقتي دولت، نظم، قانون وجود دارد، در يك حادثه مردم با چه مجوزي دست به آشوب مي­زنند؟

۲. مردم با شركت در انتخابات اصولي را پذيرفته و راي دادند؛ با تعيين قوه قضائيه وظيفه رسيدگي به مسائل عمومي را به عهده نمايندگان خود گذاشتند؛ چرا به اين قرارداد وفا نكردند؟

۳. مهمتر از همه اظهار نظر قانوني رئيس مجلس است كه بدون تحقيق دولت را ملزم به پرداخت غرامت ميكند. اگر قرار است هركس اوباشي­گري درآورد و دولت هم جبران خسارت كند، آيا نتيجة غير از هرج و مرج خواهد داشت؟

معتقدم حذف مهره­هاي قوم­سالار از كابينه و معرفي چهره­هاي نسبتا ليبرال و مردمي سبب واكنش و تحريك مردم بوسيله نخبگان قوم محور شده است. سياست ساخت و پرستش تابو از رهبر مرد قومي عامل اصلي اين حوادث است. مردم با شعار زنده باد احمدشاه مسعود(احياي حق حيات براي مرده) و مرگ بر كرزاي و امريكا (سلب حيات از زندگان)، انديشة جنگسالاران را به نمايش گذاشتند كه رهبرانش با سفسطه بازي بدنبال احياي آن است. مسعود بعد از فتح كابل توسط مجاهدين عامل اصلي جنگ­هاي دهه هفتاد خورشيدي است. اگر تفكرش احيا شود دوباره همان آش و همان كاسه است.

قبول دارم كه حضور امريكا هزينه سنگيني را برگردة مردم گذاشته، اما در صورت عدم حضور امريكا اين هزينه سنگين­تر خواهد شد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/03/11ساعت 15:1  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب!
و عدالتي را مي‌خواهم
كه روزي در پشت ديوارهاي ترديد گم شد؟!
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب
و فرياد آزادي‌اي را مي‌خواهم كه روزي زنجير استبداد آن را خورد.
اينجا منم رها شده در غفلت زمان
فرياد خدا را مي‌خواهم
و رهايي‌ام را!
شعر از: فاطمه نبی مهدوی

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1387
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM