تبليغاتX
روزنگار - زندگی در تبعید
در مورد وقایع روزانه و تفسیرات شخصی از وقایع افغانستان

 

هر مهاجرتي در هر گوشه دنيا صورت گرفته، بعد از گذشت چند سالي مهاجران در دل آن جامعه حل شده است. جامعه امريكا جامعه مهاجران است و مردم از نقاط مختلف با فرهنگ­هاي مختلف، خودشان را امريكايي مي دانند و در آبادني آن سرزمين با صداقت كامل تلاش ميكنند.

 

مهاجرت مردم افغانستان به كشورهاي همسايه مخصوصا ايران با وجود تمام ريشه هاي مشترك فرهنگي و عقايد و ارزشهاي مشابه، بعد از گذشت سه دهه هر روز حادتر شده است. مهاجران كه هيچ حتي فرزندان شان كه متولد ايران هستند، هيچگاه خود را وابسته به اين سرزمين نديده اند و در كلام كلام شان آواي غربت و سرگرداني متبلور است.

در اول قصد داشتم كه تحليلي علمي و عقلي از حضور مهاجرين در جامعه ايران و پيامدهاي آن ارائه دهم اما متاسفانه برخورد مسئولين دولتي ايران آنقدر احساسي است كه هيچ جايگاهي در عقل ندارد. ديشب حاجي پور استاندار قم با صراحت و بي شرمي از شبكه قم اعلام كرد: از اول فروردين (يعني يك هفته ديگر) هر ماشيني كه مهاجر بدون مدرك افغاني سوار كند شش ماه خوابانده خواهد شد. هر كارفرمايي كه كارگر افغاني استخدام كند جريمه مليوني خواهد شد. ماموران نيروي انتظامي شهر قم هر افغاني را كه ديد بايد از او مدرك اقامتي معتبر خواسته و در صورت نداشتن بازداشت و به اردوگاه سفيد سنگ و تلي سيا و ... بفرستد. با كمال بي شرمي و وقاهت از مردم نيز درخواست كرد كه آدرس منازل افغاني را به پليس ۱۱۰ اطلاع دهد و ...

پشت اين همه بي شرمي و بي حيايي چه منطقي ميتواند وجود داشته باشد كه بخواهيم با عقل توضيح دهيم؟ اين بي حيايي در صراحت لهجه را فقط با عقل شهوت پرست و حيواني ميتوان توجيه كرد كه از توان من خارج است.

و فقط توصيهء به مهاجرين افغاني از جمله خودم دارم مواظب باشيد. هر دست سنگيني كه بر بازوي تان فرود مي­آيد، دست نوازش نيست بلكه حكم سرگرداني ديگر بر خرابه هاي سرگرداني شماست.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 13:45  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب!
و عدالتي را مي‌خواهم
كه روزي در پشت ديوارهاي ترديد گم شد؟!
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب
و فرياد آزادي‌اي را مي‌خواهم كه روزي زنجير استبداد آن را خورد.
اينجا منم رها شده در غفلت زمان
فرياد خدا را مي‌خواهم
و رهايي‌ام را!
شعر از: فاطمه نبی مهدوی

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1387
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM