![]() |
![]() |
|
| در مورد وقایع روزانه و تفسیرات شخصی از وقایع افغانستان |
|
این گزارش را آخرین شب همایش نوشته بودم. اما متاسفانه تا امروز نتوانستم برای تان پست کنم. دلیل اش تنبلی من نیست بلکه بی وفایی دوستان است. میخواستم نامه سرگشاده که حاصل تلاش جمعی دانشجویان بود را نیز در آخر بیاورم. متاسفانه دوستانی که حافظه با خودشان برده بودند بی مهری از خود نشان داده و هرچه تلفنی تلاش کردم که برایم میل کنند تا امروز این کار نکردند. پس فقط برداشت مرا بخوانید.
چهارمین همایش اتحاد دانشجویان کشورهای اسلامی(سيزدهم و چهاردهم ارديبهشت) دراردوگاه شهیدباهنر نیاوران در حالی آغاز شد که قلب و فکر دانشجویان افغانستانی شرکت کننده در این همایش در تب ناملایمات و برخوردهای ضدبشری میسوخت. شاید این اولین اتحاد در گفتار و عمل بود که دانشجویان افغانستانی تجربه میکردند. همایش دو روزه و به گونه زیر برنامه ریزی شده بود: افتتاحیه همایش: سخنرانی دکترحداد عادل رییس پارلمان ایران ادامه همایش: برگزاری میزگردهای جداگانه برای هر کشور اسلامی تا مشکلاتشان را خودشان بررسی کنند. اختتامیه: سخنرانی دکتر رحیمپور ازغدی. در میزگرد افغانستان فریداحمد خروش دانشجوی رشته علوم سیاسی به بررسی پدیده مهاجرت و چالشهای فراروی آن و محمدباقر حسینی دانشجوی حقوق به بررسی رابطه افغانستان و جهان اسلام و سیدمحمد حمیدی دانشجوی اقتصاد به بررسی برنامههای اقتصادی دولت جدید پرداختند. نتیجه میزگرد به چالش کشیدن همایش اتحاد بود. خروش معتقد بود که برخورد غیرانسانی به نحوی که کرامت و شرافت انسانی را لگدمال میکند، نمیتواند با طرح اتحاد همگون باشد. چهطور ما ندای وحدت دانشجویان کشورهای اسلامی را شعار خود قرار میدهیم اما در عمل زشتترین برخوردها را با بخشی از پیکره دنیای اسلام _ مسلمانان افغانستان _ انجام میدهیم؟ مسئولین همایش اصرار داشتند که مسئله برخورد با مهاجرین افغانستانی کاملا سیاسی است و هیچ ارتباطی با موضوعات همایش ندارد و این ایده آنها با شدت و هیبت از سوی دانشجویان افغانی رد میشد. در کنار این همایش شب شعر با شکوهی برگزار شد که نقدی بود بر برخورد ضد انسانی و ضد اسلامی دولت ایران. دستاورد این همایش برای دانشجویان افغانستان نوشتن نامه سرگشاده به خانه قانون ایران (رئیس مجلس) و دولت افغانستان بود که به امضای بیش از 300 نفر از دانشجویان افغانی حاضر در همایش رسید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/02/23ساعت 13:11 توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب!
و عدالتي را ميخواهم كه روزي در پشت ديوارهاي ترديد گم شد؟! اينجا منم ايستاده بر ديوار شب و فرياد آزادياي را ميخواهم كه روزي زنجير استبداد آن را خورد. اينجا منم رها شده در غفلت زمان فرياد خدا را ميخواهم و رهاييام را! شعر از: فاطمه نبی مهدوی |
|
RSS
|